بازگشت شرح حال
    < شرح حال   < آشنائي   < 


دربیست وچهارمین روز خرداد سال۱۳۴۹ در شیراز به دنیا آمدم


مادرم  از خانواده جلیله سادات مشهورشیراز (یعنی خانواده فالی) است. جد بزرگ این خانواده از ناحیه پدری سید علی اکبر فال اسیری از علمای معروف فارس ویار ویاور مرحوم میرزای شیرازی در قیام تنباکو بود.مادرم از ناحیه مادری نیز به خانواده جلیله سادات حمزوی و تقوی منسوب است. و از این ناحیه سی وپنجمین نسل از حضرت علی ابن حمزه ابن موسی ابن جعفر(ع)است.حضرت عل ابن حمزه (ع)در شیراز به شهادت رسید ودرمنطقه ای بین تنگ الله اکبر وحرم حضرت احمدابن موسی شاهچراغ (ع) مدفون است و پدر بزرگوارشان حضرت حمزه ابن موسی ابن جعفر(ع)درشهرری درکنار حرم حضرت عبدالعظیم (ع) آرمیده است.مادرم فرهنگی بود واکنون معلم باز نشسته است.

پدرم از خانواده ای ساده درمحله دهدشتی بوشهر است. پدربزرگم معروف به کل عبدالعلی  تاجر پوست بود. اودباغخانه ای  در منطقه جنوب  به راه انداخته بود وچرمها وپوستهای این کارگاه را از طریق خلیج فارس به بحرین ،کویت واز اقیانوس هند به بمبئی و سایر شهرهای هندوستان می برد.پدرم همیشه از پدرش به بزرگی یاد می کند ومی گوید اگرچه پدرم دائم درسفر به کشورهای عربی بود وبرای اقواممان در بحرین آب شیرین سوغات می برد اما هیچ وقت ازآنجا سوغاتی برای ما نمی آورد ودربوشهر یاشیراز برای ما خرید می کردچون اعتقاد داشت یک ایرانی باید از ایرانی ومحصولات کشور خود استفاده کند واگر سودی به تولید کنندگان وطنی برسد بهتر است تا به عربها.مادربزرگ پدریم از شیرزنان جنوبی واز خانواده آزادان گناوه ای بودکه در ایام سفر همسرش سرپرستی خانواده را برعهده داشت.اگرچه بیشتراقوام خانوده پدری به شیراز وتهران مهاجرت کردند اما هنوز بوشهریهای اصیل با نام این خانواده آشنا هستند.

من به دلیل شغل پدرم که مثل اکثر جنوبیها کارمند شرکت نفت بودودائم در حال انتقال به این شهر وآن شهر بود کودکی را در نقاط مختلفی از کشور گذراندم .ازششماهگی پدرم از بوشهر به بندرعباس منتقل شد وتا۴سالگی درآن شهر بودیم تا اینکه پدرم به بندرلنگه منتقل شد تحصیلات ابتدایی را دربندرلنگه آغاز کردم وپس ازسه سال تحصیل دردبستان صمد بهرنگی بابل، دردبستان امام زمان(عج) کاشان به پایان بردم.سال اول راهنمایی را درمدرسه راهنمایی خاوران کاشان ودوم راهنمایی را در مدرسه راهنمایی شریعتی یاسوج خواندم وپس از آن به شیراز بازگشتیم ودر مدرسه راهنمایی شهید عبدالهی شیراز کلاس سوم را به پایان بردم ووارد دبیرستان ملاصدرا ی شیراز شدم ودرهمانجا موفق به اخذ دیپلم شدم.

بلافاصله در رشته مهندسی کشاورزی دانشگاه آزاد جهرم پذیرفته شدم اما پس از دوترم مجددا در کنکور دانشگاه آزادشرکت کردم ودر رشته ادبیات عرب دانشگاه آزادشیراز پذیرفته شدم وبا مدرک کارشناسی از این دانشگاه فارغ التحصیل شدم.

درسال ۱۳۷۸برای ادامه تحصیل درمقطع کارشناسی ارشد علوم اجتماعی با گرایش تحقیق در ارتباطات جمعی وارددانشکده صداوسیما شدم ودرسال ۱۳۸۲ از این دانشکده فارغ التحصیل شدم.

همسرم از سال ۱۳۷۴ همسفرمن در زندگی پر تلاطمم شد وبا یاری او ،ولطف خدا درتهران با پسر ودخترم روزگار می گذرانیم.اونیز مانند مادرم که با صبوری بار سفر خانوادگی مارا در دوران کودکی به دوش میکشید درزندگی مشترکمان زحمت تحمل وضعیت پر تلاطم زندگی من را برعهده دارد. از شیراز به یزد منتقل شدیم واوباصبوری دوره سخت کار من دریزد را تحمل کرد وسپس به تهران…

من از دوران دانش آموزی در دبیرستان به عنوان نویسنده با صداوسیمای مرکز شیراز همکاریم را آغاز کردم  وتاکنون هم در این سازمان مشغول به کار هستم.

خیلی چیزها رانمی دانم ودرباره اندک چیزهایی که می دانم دوست دارم با دیگران تعامل نمایم.پس دراین همفکری دریغ نورزید ویاریم نمایید.ارادتمندشما.علیرضا دباغ


:: ارسال نظر ::
  نام (اختیاری)
  پست الکترونیک (اختیاری)
  آدرس وبسایت یا وبلاگ (اختیاری)
نظرشما
 
کد امنیتی 
توجه: کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد

www.Dabbagh.ir Copyright © 2012 , All rights reserved.
Email : Info@Dabbagh.irRSS