بازگشت بدرقه فرزند جنوب(روزنامه شرق)
    < بدرقه فرزند جنوب(روزنامه شرق)   < برگهائی ازمطبوعات   < 


همایون خرم مقارن ظهر اولین روز بهمن 1391 رخ درنقاب خاک کشید.

ساعت 9:30 -تهران-خ حافظ- صحن حیاط تالاروحدت

نمیدانم مراسم دقیقاً کی آغاز شده بود.اما حیاط هنوز گنجایش تعدادزیادی از مردم راداشت.

استاد داودگنجه ای با همان لهجه شیرین تهرانی ومسلک لوطی منشانه اش داشت هنرمندان را به

مهربانی باهم دعوت می کرد...

حدود ۹:۴۰ مجری برنامه از علیرضا قربانی ومحمداصفهانی خواست که خودرا به جایگاه برسانند.

اماخبری از آنها نبود..

استادفرهادفخرالدینی رهبر ارکسترملی ایران (درگذشته ای نه چندان دور)لب به سخن گشوداز

"باربد"و "نکیسا" گفت تارسید به همایون خرم .چقدر زیبا ومتین سخن می گفت وچقدر عالمانه .انگار

دردانشگاه برای دانشجویان اما به زبانی عامه فهم و درخور مجلس تشییع جنازه...

وسخنش را با رباعی خیام پایان می دهد:

جامی است که عقل آفرین می زندش      صدبوسه زمهربرجبین میزندش

این کوزه گردهر چنین جام لطیف             می سازد وباز برزمین میزندش

سرانجام علیرضا قربانی آمد..

 

اورا آخرین بار در چهلمین روز درگذشت استاد تجویدی در همین تالار وحدت درکسوت خواننده ارکستر

ملی ایران دیده بودم که به رهبری استاد فخرالدینی قطعاتی از مرحوم تجویدی را اجرا می کرد و امروز ....

آخرین آهنگساز نسل صبا درمقابل ما آرمیده است و علیرضا قربانی رسوای زمانه را به یاد همایون می

خواند اما بغض امانش نمی دهد و اینچنین می شود که استاد محمد موسوی به تنهائی می نوازد

وجمع حاضر باهم خواننده می شوند.

"تو ای خدای من..

.شنو صدای من ...زمین وآسمانتو می لرزد به پای من...

مه وستارگان تو میسوزند به ناله های من ...."

راستی رسوای زمانه کیست؟به این می اندیشم که محمد اصفهانی هم  می آید وبی مقدمه می

خواند:

"بیا به زخم عاشقان مرهم... دل مرا یکدم زغم رها کن..."

ساعت از دستم دررفته است .فضا عجیب سنگین است وسکوت...

درگوشه ای تعدادی ازمردم دور چهره های هنری را گرفته اند وبه نوبت عکس یادگاری می گیرند !

رضا خرم به نمایندگی ازخانواده استاد ازمردم تشکرمیکند.صدایش از غصه لبریزاست وچهره اش تمثال

غم واندوه ..

راستی استادخرم چه اسمهای زیبائی برای فرزندانش برگزیده است:

رضا ،علی، الهه...

خدابه همسرش صبردهد...

ونوبت به شکوهمند ترین مرد حال حاضر موسیقی ایران می رسد که سخت غمگین است:

محمدرضا شجریان ...

مردی به بزرگی نام هنر ایرانی ...

 نجواگرربنا ، درد دل را با تعریضی به همان رباعی خیام تسکین می دهد...

صدای پرطنین  استاد برمی خیزد:

جامی است که عقل آفرین می زندش      صدبوسه زمهربرجبین میزندش

این کوزه گردهر چنین جام لطیف            ....

چرا؟...

.... می سازد وباز برزمین میزندش

درتفکر این چرا مانده بودم ...که طنین صدای دمام ها مرا به خود آورد:

پیرمردی نحیف بردمام می کوبید.او دکتر سید جعفرحمیدی بوشهری بود .می دانم خیلیها اورا نمی

شناختند اما این استاد دانشگاه تهران با ساز محلی خود آمده بود تا فرزندی را که ۸۲ سال پیش

درگرمای جنوب بدنیا آمده بود درروزی زمستانی بدرقه کند.

واین پایان خرمی برای همایون است:

همایون خرم (۱۳۰۹بوشهر-۱۳۹۱تهران

تصویر استاد همایون خرم آهنگ ساز


:: ارسال نظر ::
  نام (اختیاری)
  پست الکترونیک (اختیاری)
  آدرس وبسایت یا وبلاگ (اختیاری)
نظرشما
 
کد امنیتی 
توجه: کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد

www.Dabbagh.ir Copyright © 2012 , All rights reserved.
Email : Info@Dabbagh.irRSS