بازگشت معضل سیاستگذاری برنامه های رادیوئی وتلویزیونی ماه مبارک رمضان
    < معضل سیاستگذاری برنامه های رادیوئی وتلویزیونی ماه مبارک رمضان   < دل نوشته ها   < 


      

پس از اتقلاب اسلامی مناسبتهای مذهبی در سیاستهای فرهنگی نظام جایگاه ویژه ای یافت وهمین مسئله درکنار اهمیت ومزایائی که داشت  باعث چالشهای متعددی نیز شد که درجای خود باید مورد توجه قرار گیرد. ماه مبارک رمضان یکی از این مناسبتها است که دراین دلنوشته به چند نکته درباره سیاستهای فرهنگی رسانه های جمعی(به طور اخص رادیو وتلویزیون) با این مناسبت مهم مذهبی اشاره کنیم:

1)در سال 1391، سی وسومین رمضان پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران را پشت سرگذاشتیم .  جریانات تند سیاسی واجتماعی و وقوع جنگ تحمیلی در دهه اول انقلاب اسلامی راه را برای طراحی مدلهای فرهنگی متناسب با مناسبتهای مذهبی بسته بود و سلیقه های مدیران وقت که همسوئی نسبی با سلیقه عمومی مردم اتقلابی داشت تعیین کننده مواجهه رسانه های عمومی با مناسبتهای مذهبی بود.دراین دهه برنامه ها متناسب نسل اول انقلاب اسلامی بود.نسلی که انقلاب کرده بودند وبرای حفظ آن تا پای جان ایستادگی می کردند و8سال جنگ تحمیلی را سپری کردند. راضی نگه داشتن افکارعمومی جامعه منسجمی مانند ایران دهه 60کار چندان دشواری نبود. سلیقه ها کمی متفاوت بود اما رضایتمندی نسبی از رسانه پیشتازی مانند رادیو وتلویزیون وجود داشت.این وضعیت تا اوایل دهه هفتاد ادامه داشت .در این دهه با فروکش کردن تلاطمهای اولیه انقلاب و پایان جنگ تحمیلی ،بازسازی با اولویت اقتصادی، اولویت اول نظام شد اما مدل فرهنگی رسانه ای برای مناسبتهای مذهبی همان مدل دهه 60 بود.دراواخر دهه هفتاد این مسئله دربین برنامه سازان رسانه ملی مطرح شد که مدل برنامه سازی ماه مبارک رمضان نیاز به بازنگری دارد(.این بخش از تحلیل براساس تجربه شخصی اینجانب که در این دوران درکوران برنامه سازی رادیوئ وتلویزیونی قرار داشتم صورت می گیرد)شاید این مطلب برایندی از نظرات متفاوت مخاطبان رسانه ملی بود که دیگر یکدستی دهه 60 را نداشتند وسلایقشان درحال تغییر بود.دو دیدگاه متفاوت دراین زمان به وجود آمد.دیدگاه اول مبتنی بر  سنگین بودن ودیدگاه دوم مبتنی بر شاد بودن برنامه ها بود.خاستگاه دیدگاه اول مبتنی بر اعمال وارده دراین ماه وسلوک عامه متدینین جامعه بود و دیدگاه دوم مبتنی بر مدل رسانه ای  کشورهای عربی اسلامی  بود. تفاوت این دودیدگاه درصورت مطالعه دقیق در مبانی مورد استناد هردوگروه می توانست به دیدگاه سومی ختم شود که شاید مدل مطلوب رسانه ای نظام در این مناسبت مذهبی را به وجود می آورد اما متاسفانه اینگونه نشد .

دراین دهه مطالعات رسانه ای اهمیت چندانی نداشت و مدرسان ومحققان رسانه ای هم بیشترین هم خود را بر مطبوعات متمرکز کرده بودند لذا برنامه های رادیوئی وتلویزیونی در برزخی میان این دو رویکرد قرار داشت وگاه به این سو وگاه به آن سو متمایل می شد.اما در دهه سوم یعنی دهه هشتاد تعادل این کفه به نفع رویکرد دوم متمایل شد. برنامه های رادیوئی وتلویزیونی  در دو تقسیم بندی جداگانه ساخته می شد. برنامه های مذهبی وبرنامه های تفریحی وسرگرمی . برنامه های مذهبی عمدتاً به زمانهای نزدیک به اذان تعلق می گرفت وبرنامه های سرگرمی وتفریحی بیشتر در زمانهای بعد از اذان مغرب پخش می شد. در این بین تلویزیون نقش پررنگتری در ایجاد سرگرمی وتفریح  نسبت به رادیو ایفا کرد.

پخش سریالهای طنز در سالهای میانی دهه هشتاد جزء لاینفک برنامه های تلویزیونی درماه مبارک رمضان شد وبه عرصه ای برای رقابت بین شبکه های مختلف تلویزیونی مبدل شد. دراواخر این دهه رفته رفته برنامه های ویژه اذان مغرب هم جای خود را به تاک شوهائی با موضوعات بیشتر اجتماعی داد.درمجموع باید کفت هنوز به مدل رسانه ای مناسب برای ماه مبارک رمضان نرسیده ایم.

 

2)بیشترین بار مسؤلیت فرهنگی نظام در ماه مبارک رمضان برعهده صداوسیما ست وسایر نهادهای فرهنگی کشور تحرک ویژه ای ندارند.این یکی از مشکلات جدی فرهنگی است که مناسبتهای مذهبی را تهدید می کند.مسئله این نیست که ماه رمضان ماه شادی است یا سوگواری مسئله اینجاست که اگر صداوسیما نباشد که با تغییر کنداکتور برنامه های خود ماه مبارک رمضان را پررنگتر در جامعه نشان دهد سایر نهادهای فرهنگی کشور چه می کنند؟مطبوعات؟ سینما؟ تئاتر؟ موسیقی؟نگارخانه ها؟کتابخانه ها؟مدارس و...

 

3)جدای استراتژی نامشخص فرهنگی کشورمان درقبال ماه مبارک رمضان که دامن صداوسیما را هم گرفته است ، رسانه ملی با مشکل دیگری هم دست به گریبان است و آن استفاده از رانتهائی است که خواسته یا نخواسته در حیطه برنامه سازی رمضانی ایجاد شده است.رانتهای اقتصادی که ثروت ملی را هدر می دهد مقصود نیست ، بلکه رانتهای فکری است که گاهی ناخواسته به وجود می آیند وکسی متوجه آن نمی شود مگر آنکه کار به جاهای باریک بکشد.رانتی که به دلایل نامشخص در اختیار تفکری قرار می گیرد که ناپخته است ونیاز به چکش کاری دارد. به عنوان مثال در میانه دهه هشتاد تا اواخر این دهه شاهد ظهور وترویج تفکری هستیم که دو شاخصه مهم دارد:توجه به زندگی برزخی و حلول شیطان در جلوه آدمی .

این تفکر که از پیچیده ترین مسائل ماورائی است تا پیش از این  کمتر امکان عرضه رسانه ای یافته بود اما دراین دهه به صرف علاقمندی اشخاص معتبری که به رسانه راه یافته بودند ، امکان سوژه شدن درسریالهای ماه رمضان را یافتند.این اشخاص نزدیک به یک دهه به عنوان مشاور فیلمنامه یا ناظرکیفی  تفکرات خویش را در قالب سریالهای ماه مبارک رمضان رواج دادند بدون آنکه متوجه برخی آثار سوءجانبی حاصل از طرح این قبیل مسائل باشند. بنا به برخی از روایات منقول از معصومین (ع) مرگ بزرگترین اسرار است که انسان تا زمان مقرر نمی تواند به درک واقعی از آن برسد. ویا مسئله حلول شیطان در کالبد انسانی نیز از مطالبی است که در  ادیانی مانند مسیحیت یا یهودیت مورد تحریف واقع شده است و این تحریف مورد سوء استفاده های متعددی در سینمای هالیوود قرار گرفته است که متأسفانه در این سالها به سریالهای تلویزیونی ماه مبارک رمضان نیز راه یافت.

4)درسال 1391 خبری از سریالهای ماورائی در بین سریالهای ماه مبارک رمضان نبود .به جز سریالهای معمولی با سوژه های کلیشه ای مانند چمدان یا شاید برای شما هم اتفاق بیافتد،سریال خداحافظ بچه رامی توان شروع جریان جدیدی از سوژه های عجیب ودورازذهنی به حساب آورد که ممکن است جایگزین سریالهای ماورائی شود. جالب اینجاست که عضو شاخصی از رانت مورد اشاره در بند قبلی درتعیین محتوا وساخت این سریال دخیلند ورگه هائی از این ذهنیت به صورتی کمرنگ وسخیف در این سریال بحث برانگیز دیده می شود.به عنوان مثال انجام گناه با توجیه نوشتن آن در دفتر یادداشت برای توبه کردن در آینده ویا دیدن حضرت زهرا(س)در خواب وذکر نکاتی از زبان ایشان!!!

5)توجه بیش از اندازه به سریالها وجنگهای مختلف تلویزیونی به نوعی شائبه نگاه تبعیض آمیز مدیران رسانه

ملی به تلویزیون را نزد برنامه سازان رادیوئی به وجود آورده است که باعث ترغیب ایشان به ایجاد  جنبه های

سرگرمی وتفریحی در برنامه های رمضانی شده است که با ماهیت گرم رسانه رادیو مغایرت داشته واصالت

ومحتوای برنامه های این رسانه را تحت الشعاع قرار داده است .این درحالی است که هرچه رادیو از

محتواوفرمهای اصیل خود دربرنامه های مذهبی فاصله می گیرد رضایتمندی مخاطبان را ازدست می دهد ضمن

آنکه رقابت رادیو برسر ایجاد سرگرمی وتفریح با تلویزیون در برنامه های نمایشی وترکیبی رمضانی از اساس

اشتباه وغیرممکن است.برای حل این معضل تنها کافی است سیاستگذاران رسانه ملی رادیو را با ماهیت اصیل

آن درک کرده وبه اعتمادسازی نزد برنامه سازان رادیو اهتمام ورزند.

نکته آخر آنکه صداوسیما تلاش برای جریان سازی فرهنگی رمضانی را انجام داده است اما مشکل سیاستگذاری یا سهل انگاری درسپردن سریالهای مناسبتی به جریان فکری مشخص صاحب نفوذ ایرادی است که می توان برطرف کرد اما سایر نهادهای فرهنگی ورسانه ها برای ماه رمضان چه کرده اند؟ وچه خواهند کرد ؟تا رمضان آتی یازده ماه دیگر وقت باقی است؟ صداوسیما املای خود را برای تصحیح در اختیار منتقدان قرار داده است تکلیف کسانی که دیکته خود را ننوشته اند چه می شود؟

-1
5
جمعه 10 شهريور 1391 ساعت : 02:26:11
شاگرد
سلام بر حضرت دباغ البته نوشته ای درخور بود و قابل تامل. مروری شتابان بر برنامه های رسانه میلی در رمضان های پشت سر که می توان با کم و زیادش آن را به مناسبت های دیگر هم نسبت داد. راستی! همان روحیه کلاس ها در این نوشته هم جاری ست.


:: ارسال نظر ::
  نام (اختیاری)
  پست الکترونیک (اختیاری)
  آدرس وبسایت یا وبلاگ (اختیاری)
نظرشما
 
کد امنیتی 
توجه: کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد

www.Dabbagh.ir Copyright © 2012 , All rights reserved.
Email : Info@Dabbagh.irRSS